على محمدى خراسانى
54
شرح كفاية الأصول (فارسى)
با طبع است . واضع اجازه بدهد يا نه . مثلا شير دو صفت دارد : يكى شجاعت كه در آن ضربالمثل است و ديگرى ابخر الفم بودن ، حال كسى از شير فقط بخر الفم بودن را به ارث برده است . ولى از سايه خود هم وحشت دارد . اگر به او بگوئيم : فلانى مثل شير است . همه ناراحت مىشوند و به ريش اين استعمالكننده مىخندند . يا مثلا حاتم طائى هم در بخشندگى ضربالمثل است و هم آدمى قدبلند است . حال كسى كه صرفا طويل بودن را از حاتم ارث بوده درحالىكه در بذل و بخشش صفر است و آدمى به بخل و امساك و خسيس بودن او كسى نديده اگر بگوئيم : فلانى حاتم طائى شده ، همه مىخندند . نتيجه : به طور كلى : هر استعمال مجازى كه مطبوع باشد ، صحيح است . و هر استعمال مجازى نامطبوع باشد ، قبيح مىباشد . قوله : و الظاهر : به عقيده ما اطلاق و اراده نوع آن يا صنف آن يا مثل آنهم صحيح است و صحتش بالطبع است نه بالوضع به بيانى كه مبسوطا در امر رابع خواهد آمد .